شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد
سازی بزن که بوی صدای "بنان" دهد
باران گرفته است و هوا نامساعد است
سقفی بجوی تا تو و من را امان دهد
حالی نمانده است برایم ، محال نیست
شاعر در این حوالی ِ ناجور جان دهد
چیزی نمانده است که بیچاره مادرم
در پای شعر و شاعری ِ من جوان دهد
آتش بیار ِ معرکه سودابه ی غم است
تا پاکی ِ سیاوش ِ دل را نشان دهد
باید به عشق بیشتر از این زمان دهد
چیزی بگو که درد ِ دل ِ من نگفتنی ست
حرفی بزن که پای غزل را توان دهد
محتاج ِ زیر و بم شدنی عاشقانه ام
شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد...


#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

پرِ پروازِ توام همسفرم باشی اگــردلِ من را به هرآنجا که دلت...

ازآن جیرفت بگم از ترو بارشازآن صیفی ازآن کشت و کارشاگر سوی ز...

امیدوارم "به عزیزِ دلِ کسی بودن" مبتلا باشید...🦋💞🦋#عاشقانه#خ...

نه گریزست مرا از تـونه امکان گریزچاره صبرست ؛که هم دردی و هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط