شب رویایی

شب رویایی
پارت ۱

شرکت kpr
جیمین : کنجکاو نیستی درمورد سهام دارای جدیدی که امروز قراره بیان
تهیونگ : خوب معلومه که دو پیر مرد قراره بیان حوصله مونم باهاشون سر میره
جیمین : نمی‌دونم چیزی در مورد این نگفتن که پیر مرد هستم یا جون
تهیونگ : دو پیر مرد اخمو و غور غورو خیر سرم با اینا میشه چی گفت حوصله سر بر
جیمین خنده ای کرد و گفت
جیمین : مطمئن باش که حوصله مون باهاشون سر نمیره چون هرجور باشن مطمئنم که خنده دارن
تهیونگ : حق با توعه اما نمیزارم کسی ریاست کنه
جیمین : اوو رئیس از این به بعد قراره چهار نفر باشند سهام دار
تقی به در زده شد و باعث این شده که نگاه شون را به در بدهند منشی یون یعنی منشی جیمین وارده اتاق شد و به سمتشون آمد بعد از خم کردن سر اش و گذاشتن ادایه احترام شروع به صحبت کردن کرد
یون : وقته جلسه ست همه تو اتاق جلسه منتظر شما هستن
جیمین : باشه الان میرم
یون بعد از احترام گذاشتن از اتاق بیرون رفت جیمین از رویه مبل بلند شد و کت اش را درست کرد نگاهی به تهیونگ که رویه مبل هنوز نشسته بود کرد
جیمین : انگار نمی‌خواهی تو جلسه شرکت کنی
تهیونگ از رویه مبل بلند شد و همراه با جیمین از اتاق خارج میشد درحال باز کردن در لب زد
تهیونگ : مگه میشه من نیام
راه اتاق جلسه را پیش گرفتن درحال راه رفتن به آن اتاق
با هم دیگه حرف میزدن به اتاق جلسه رسیدن با کشیدن دست گیره در به سمته پایین وارده اتاق شدن همه با دیدن آنها بلند شدن به سمته صندلی های خودشون رفتن و نشستن
تهیونگ : انگار سهام دارای جدید نیومدن
وکیل شرکت چو اون وو مثله همیشه واسه جواب به سهام دارای شرکت آماده بود
اون وو : بخاطر اینکه از استرالیا قراره بیان خبر دادن که دیر میرسن
با باز شدن در همه نگاهش را دادن به در صدا پاشنه های کفش خانم ها به گوش آنها رسیدن دو دختر جذاب خوش اندام با استایل های شیک و لباس های کوتاهشون وارده اتاق جلسه شدن هر دو از آنها به سمته صندلی ها آمدن نشستن جیمین و تهیونگ به همدیگه نگاه کردن و پوزخندی زدن
این سوک : تاخیری که کردیم بخاطر پرواز بود یکم دیر رسیدیم
جیمین : دیر رسیدیدن اما بگذریم جلسه رو شروع کنیم
کیونگ می: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
تهیونگ پوزخندی زد و گفت
تهیونگ : انگار به جای یه سهامدار و طراح یه فیلسوف آوردیم
گیونگ می : اونم میشم
این سوک : شروع کنیم جلسه رو
مدیر عامل ها شروع به صحبت کردن
کردن ....
دیدگاه ها (۴)

رمان : رفتار سرد

پارت ۱ | اولین روز کاریساعت هشت صبح بود.شرکت «JK Group» مثل ...

ادامه ای معرفی شخصیت ها

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ویو &تقریباً نیم ساعت بود که ...

رمان رفتار سرد

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

چند پارتی

**Part *_شرکت_هر پنج نفرشون در شرکت قدم برمی‌داشتن و کارکنان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط