همه توی اتاق جلسه بودن

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏

همه توی اتاق جلسه بودن

تهیونگ ساکت نشسته بود و جیمین هم کنارش بود

هیونجینم روبه‌روشون نشسته بود و حوصله‌ش سر رفته بود

چند دقیقه بعد یه پیرمرد وارد اتاق شد

اسمش چوی دونگ‌سو بود و سال‌ها بود با هر دو خانواده کار میکرد

دونگ‌سو: خب بالاخره باید درباره یه موضوعی حرف بزنیم

جونگ‌کوک: چه موضوعی؟

دونگ‌سو: یه قول قدیمی بین دو خانواده هست

جیمین: چه قولی؟

دونگ‌سو: بعد از اون اتفاقی که سال‌ها پیش افتاد

قرار شد وقتی بچه‌ها بزرگ شدن ازدواج کنن

جیمین: ازدواج؟

هیونجین یهو زد زیر خنده

هیونجین: شوخی میکنین؟

جونگ‌کوک: چی انقدر خنده داره؟

هیونجین: هیچی فقط فکرشو نمیکردم بخوان مجبورت کنن ازدواج کنی

جونگ‌کوک: خیلی خوشحالی انگار

هیونجین: یکم

دونگ‌سو: جونگ‌کوک باید با جی‌وو ازدواج کنه

تهیونگ: نه

همه برگشتن سمت تهیونگ

دونگ‌سو: چرا؟

تهیونگ: نمیتونم قبول کنم بی دلیل خواهرم با مردی که حسی بهش نداره ازدواج کنه


دونگ‌سو: اون قول دلیل داشته

تهیونگ: میدونم ولی هنوزم باهاش موافق نیستم


جونگ‌کوک: جی‌وو خبر داره؟

دونگ‌سو: نه

جونگ‌کوک: پس اول به خودش میگیم

هیونجین دوباره خندید

هیونجین: میخوام قیافه‌شو وقتی بفهمه ببینم

جونگ‌کوک: هیونجین رو مخم نرو

هیونجین: وای ببینید کی اینو میگه اگه رو مخت برم چی میشه؟

جونگ‌کوک: اینجا جاش نیس

جیمین: من فقط میخوام بدونم جی‌وو قراره چه بلایی سر جونگ‌کوک بیاره

تهیونگ: جلسه تمومه.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت اولساعت یازده شب بود و باران آرام...

* تهیونگ: اخیراً دیگه به‌اندازه‌ی قبل عبارت «با من ازدواج کن...

سناریو

فیک تهکوک وارث زار

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

« معرفی نامه » نام به انگلیسی : « 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »نام رمان :...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط