{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمر بن خطاب:

عمر بن خطاب:

ابن ابی الحدید می نویسد: «قد اختلف فی عمربن الخطاب هل ثبت یومئذ أم لا؟! أمّا محمّدبن اسحاق والبلاذری فجعلاه مع من ثبت و لم یفرّ...»(45) یعنی تنها دو نفر از مورّخان، بلاذری و ابن اسحاق، معتقدند که عمر بن خطاب در جنگ احد فرار نکرد، و بقیه مورخان او را جزو فراریان شمرده اند.

جای تعجّب است که ابن ابی الحدید با آن غور و دقّتی که در حوادث تاریخی و اقوال گذشتگان دارد، چگونه در این مورد غفلت کرده و این مطلب را با این وضوح نادیده گرفته است! زیرا بر اساس نقل ابن هشام، ابن اسحاق هم مانند دیگر مورّخان فرار عمر را به صراحت بیان کرده است.

ابن هشام از ابن اسحاق نقل می کند که: انس بن نضر، که از کوه سرازیر شد و قصد حمله به مشرکین را داشت، دید که عمر بن خطاب به همراه گروهی از مهاجران و انصار، سلاح را بر زمین گذاشته و در گوشه ای نشسته اند، انس از آنها پرسید: چرا در اینجا نشسته اید؟! گفتند: چه کنیم که پیامبر کشته شده است! انس گفت: پس از پیامبر زندگی به چه درد می خورد؟! برخیزید شما هم در راه هدفی که رسول خدا کشته شد، بمیرید. این بگفت و خود را به دشمن زد تا به شهادت رسید.(46)

این متن را که مورّخان معروف، ابن اثیر(47) و ابن کثیر(48) هم نقل کرده اند، گویای این واقعیت است که بر خلاف آنچه ابن ابی الحدید گفته، ابن اسحاق فرار عمر را به صراحت بیان نموده است و به طوری که در کلام واقدی پیشتر آمد، او تعداد کسانی را که استقامت نموده اند؛ اعمّ از مهاجرین و انصار، چهارده نفر معرفی می کند که نام عمر در میان آنها دیده نمی شود.

شواهد تاریخی دیگر نیز عدم پایداری عمر در جنگ اُحد را تأیید می کند؛ از جمله این شواهد این است که در دوران خلافتِ وی زنی مراجعه کرد و از بردهای بیت المال که در نزد وی بود، درخواست نمود، همزمان، یکی از دختران عمر نیز بر وی مراجعه نمود و از بُردهای بیت المال خواست. عمر به درخواست آن زن جواب مثبت داد ولی دختر خویش را رد کرد. اطرافیان عمر از عملکرد او تعجّب کرده، اعتراض نمودند که دختر تو نیز در این بیت المال دارای سهم بود، چرا او را مأیوس کردی؟!

عمر به اعتراض آنها چنین پاسخ داد:

«إنَّ أبا هذه ثبت یوم اُحد وأبا هذه فرّ یوم اُحد ولم یثبت».(49)

«آن زن بر دختر من ترجیح و امتیاز دارد؛ زیرا پدر او در جنگ اُحد فرار نکرد و استقامت ورزید ولی پدر دختر من فرار نمود و پایدار نماند.»

با این توضیح روشن شد که در مقابل قدمای اهل سنّت تنها یک نفر (بلاذری) آن هم بنا به نقل ابن ابی الحدید ثبات و پایداری عمر را تأیید نموده است و اگر مورّخ دیگری با وی هم عقیده بود، در منابع منعکس می شد و خود ابن ابی الحدید هم از نقل آن امتناع نمی ورزید.
دیدگاه ها (۱)

عثمان بن عفاناو در باره عثمان می نویسد: همه راویان تاریخ و ح...

نقد کلام ابن ابی الحدید:خلاصه کلام ابن ابی الحدید درباره فرا...

ابوبکر:ابن ابی الحدید درباره او می نویسد: میان روات اهل سنّت...

تلاش برای رفع این اشکال:به نظر می رسد برای رفع همین اشکال بو...

پاسخ به ویدیو وایرال شده از مقایسه حکومت امام علی (ع)

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

السلام علیک یا بقیه الله العظم ع

🔰 عید‌الزهراء ...♻️ برگزار‌ کردن جشن به مناسبت نهم ربیع‌الاو...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :سالروز میلاد سید الکریم، حض...

عیدالزهراء ... نهم ربیع ...

منتخبی از کتاب حق و تربیت یافتگان راه دوست ....

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :از حق منحرف می‌ شوند. ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :چنان که به پیامبرش فرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط