نمی دانم

نمی دانم
من در زمانِ خاطرات جا مانده ام؛
یا همه ی ما مسافر خاطرات شده ایم!؟
مسافر خاطراتِ تلخ و شیرین رابطه های مشترکِ مان..
ما جا مانده ایم یا اینکه جای مان گذاشته اند!؟
نمی دانم...
فقط می دانم..
گذشته بلای جانمان شده...
بگویید بیایند خاطراتشان را ببرند؛
که دارد ذره ذره جانمان را می گیرد...

#یاسمن_مهدیپور
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

"شبیهِ برگِ زردی که وَبالِ شاخه ای ماندهدوام آوردم اما کاش ر...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

نقد فیلم «قمارباز» به بهانه اکران آنلاین

💔🥀 گاهی دردناک‌ترین اتفاق، رسیدن به جایی است که دیگر هیچ درد...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط