{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرازی از وصیت نامه شهید والامقام #شهید_علی_اقا_اربابی_بید

فرازی از وصیت نامه شهید والامقام #شهید_علی_اقا_اربابی_بیدگلی :

ای اهل ایمان ! شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است . خدا را شُکر که در این عصر از زمان در این جمهوری اسلامی و با رهبری امام عزیز و این مسئولین دلسوز فداکار و در بین این مردم شهیدپرور شجاع و همیشه در صحنه و در بین رزمندگان عزیز و ایثارگر ، این شیران روز و زاهدان شب هستم .
- خدایا ! من حقیر که لیاقت این لباس بسیج را نداشتم تو به من عنایت کردی .
- خدایا ! من فقط در این دنیا دوستیم با این علی محمّدها و علی حسین ها و جواد عنایتی ها و ... بود .
- خدایا ! حال که این عزیزان ، بهترین انسان ها رفتند ما را هم عقب سر این عزیزان بفرست .
- خدایا ! کاروان خونین حسینی در حال حرکت است ، همة دوستان که با هم و پشت سر ما بودند رفتند . ما از این کاروان عقب ماندیم .
- خدایا ! من می خواهم در روز قیامت با لباس بسیجی و با همسنگرانم و صورت خونین خدمت امام حسین (علیه‌السلام) و مادرش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) برسم .
#بخون
#خاکیان_خدایی
#عشق #BEAUTIFUL #زیبا #جذاب #خاص #هنر_عکاسی #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

My lovely neighbor part : 52

آگهی من در صفحه اوّل کشوری روزنامه قدس شنبه پنج مهر 1404

خدایا شهیدم کن خدایا ، شهدای مدافع حرم و سلامت و امنیت رفتند...

در جاده بصره خرمشهر شهید "علی اکبر دهقان" همین طور که می دوی...

(#شهیدی_که_سر_بی_تنش_سخن_گفت)#شهید_علی_اکبر_دهقاندر جاده بصر...

شهیدی که سر بی تنش سخن گفت... 🍂شهید علی اکبر دهقان🍂تاریخ تول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط