دمون اسلیر
دمون اسلیر
فصل چهار پارت یک ☆
دو ماه بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گوتو:«سلام اسم من گوتو هست همون کاکوشی ای که توی جلسه ی هاشیراها بود سرنوشت منو به اون پسره یعنی تانجیرو رسوند...... الانم براش کیک میبرم شاید بوشو حس کنه و بیدار شه من که نمی دونم»
سی اون:«یاااااااااااااا پیغمبر تانجیرو بیدار شدههههههههه»
گوتو دم در:«چیییییییییییی!»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یوهوا:«باورم نمیشه بیدار شدی!»
تانجیرو:«بله ممنونم»
مگی:«بعد دوماه بالاخره»
ائویی:«همش به خاطر تلاش های بانو یوهوا بود»
اکاری:«درست»
تانجیرو:«بقیه سالمند؟»
اکارو:«اره سالمند اون مو زرده رفت ماموریت گرازه هم همین طور سی اون اینجاست(سی اون در ذهن: وای خدا منو اول گفت! ♡)
چیوری از اعصبانیت بی دلیل رفته ناکجا اباد
اکاری هم سالمه ایونا خواهر سی اون هم پیش اربابه»
فصل چهار پارت یک ☆
دو ماه بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گوتو:«سلام اسم من گوتو هست همون کاکوشی ای که توی جلسه ی هاشیراها بود سرنوشت منو به اون پسره یعنی تانجیرو رسوند...... الانم براش کیک میبرم شاید بوشو حس کنه و بیدار شه من که نمی دونم»
سی اون:«یاااااااااااااا پیغمبر تانجیرو بیدار شدههههههههه»
گوتو دم در:«چیییییییییییی!»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یوهوا:«باورم نمیشه بیدار شدی!»
تانجیرو:«بله ممنونم»
مگی:«بعد دوماه بالاخره»
ائویی:«همش به خاطر تلاش های بانو یوهوا بود»
اکاری:«درست»
تانجیرو:«بقیه سالمند؟»
اکارو:«اره سالمند اون مو زرده رفت ماموریت گرازه هم همین طور سی اون اینجاست(سی اون در ذهن: وای خدا منو اول گفت! ♡)
چیوری از اعصبانیت بی دلیل رفته ناکجا اباد
اکاری هم سالمه ایونا خواهر سی اون هم پیش اربابه»
- ۳.۷k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط