دمون اسلیر
دمون اسلیر
پارت پنجم♡☆
کاکوشی ها بعد دست زدن یوهوا وارد میشن اول جعبه ی نزوکو را از اکارو میگیرند ادای احترام می کنند و تانجیرو را بر میدارند و میرن
تانجیرو در حال فریاد:«صــــــــبر کنید اول باد به اون هاشیرا یاد بدم که نباید به نزدیک شه باید یه کله سر بزنم جیگرم خنک شه!»
تانجیرو به سمت هاشیراها اومد تا خواست از کاگایا پوزش بطلبه سی اون شیش سنگ به سمتش پرتاب کرد چیوری چشماشو بست ولی سنگ ها به تانجیرو نخورد اکاری میان سنگ و تانجیرو قرار گرفت:«سی اون این بد بخت جاهلی کرد ولش کن!»
کاکوشی خانم در حال عذر خواهی:«ببخشید ببخشید الان میبریمش ببخشید!»
کاگایا:«تانجیرو سلام منو به تامایو برسون»
تمام هاشیرا ها🍅+😳
چون همه ی انها تامایو را میشناختن یک شیطان که بر خلاف نظرات موزان کار میکنه
کاگایا:«ممنونم که در این جلسه حضور داشتید شاید بعد از اینکه یک شیطان توانسته به خون ادم میزاد غلبه کنه کیبوتسوجی موزان بخواد که نزوکو را از زمین محو کنه پس شما هاشیراها نباید که به تانجیرو اسیب بزنید به جسمی که روحی باید تانجیرو را قوی تر کنیم تا بتونه از نزوکو محافظت کنه یوهوا خواست که تانحیرو و دوستانش در عمارت شفق درمان شن
اکارو اکاری و چیوری از نظر من شما قدرت جسمی بالایی دارید چرا بهشون کمک نمی کنید که قوی شن میوکی مگی شما ها شمشیز زنی فوق العاده ای دارید دقت حرکاتشون را بهبود بدید
سی اون سایورا شما تحلیلتون در زمان عالیه چرا بهشون کمک نمی کنید
این نظریه ی منه ولی تانجیرو برای استفاده از تنفس اب به دنیا نیومده...»
ـــــــ از جلسه دور میشیم میریم پیش تانجیرو ـــــ
گوتو:«پسره ی خنگ با خودت چی فکر کردی که به یک هاشیرا اسیب بزنی اونا سگ جونن!»
کاکوشی خانم:«و ترسناک اگر طبق برنامشون پیش نری باید یک قبر برای خودت بکنی و خودتو خاک کنی»
ـــــــــــــــــ رسیدن عمارت شفق ـــــــــــــــــــ
گوتو:«الان باید بریم کجا؟»
ایونا(بزرگتر کوچک سی اون):«من راهنماییتون میکنم»
کاکوشی خانم:«یـــــــــــــــــــــــــا علی!......... وای خانم ایونا ترسیدم ممنون♡»
پارت پنجم♡☆
کاکوشی ها بعد دست زدن یوهوا وارد میشن اول جعبه ی نزوکو را از اکارو میگیرند ادای احترام می کنند و تانجیرو را بر میدارند و میرن
تانجیرو در حال فریاد:«صــــــــبر کنید اول باد به اون هاشیرا یاد بدم که نباید به نزدیک شه باید یه کله سر بزنم جیگرم خنک شه!»
تانجیرو به سمت هاشیراها اومد تا خواست از کاگایا پوزش بطلبه سی اون شیش سنگ به سمتش پرتاب کرد چیوری چشماشو بست ولی سنگ ها به تانجیرو نخورد اکاری میان سنگ و تانجیرو قرار گرفت:«سی اون این بد بخت جاهلی کرد ولش کن!»
کاکوشی خانم در حال عذر خواهی:«ببخشید ببخشید الان میبریمش ببخشید!»
کاگایا:«تانجیرو سلام منو به تامایو برسون»
تمام هاشیرا ها🍅+😳
چون همه ی انها تامایو را میشناختن یک شیطان که بر خلاف نظرات موزان کار میکنه
کاگایا:«ممنونم که در این جلسه حضور داشتید شاید بعد از اینکه یک شیطان توانسته به خون ادم میزاد غلبه کنه کیبوتسوجی موزان بخواد که نزوکو را از زمین محو کنه پس شما هاشیراها نباید که به تانجیرو اسیب بزنید به جسمی که روحی باید تانجیرو را قوی تر کنیم تا بتونه از نزوکو محافظت کنه یوهوا خواست که تانحیرو و دوستانش در عمارت شفق درمان شن
اکارو اکاری و چیوری از نظر من شما قدرت جسمی بالایی دارید چرا بهشون کمک نمی کنید که قوی شن میوکی مگی شما ها شمشیز زنی فوق العاده ای دارید دقت حرکاتشون را بهبود بدید
سی اون سایورا شما تحلیلتون در زمان عالیه چرا بهشون کمک نمی کنید
این نظریه ی منه ولی تانجیرو برای استفاده از تنفس اب به دنیا نیومده...»
ـــــــ از جلسه دور میشیم میریم پیش تانجیرو ـــــ
گوتو:«پسره ی خنگ با خودت چی فکر کردی که به یک هاشیرا اسیب بزنی اونا سگ جونن!»
کاکوشی خانم:«و ترسناک اگر طبق برنامشون پیش نری باید یک قبر برای خودت بکنی و خودتو خاک کنی»
ـــــــــــــــــ رسیدن عمارت شفق ـــــــــــــــــــ
گوتو:«الان باید بریم کجا؟»
ایونا(بزرگتر کوچک سی اون):«من راهنماییتون میکنم»
کاکوشی خانم:«یـــــــــــــــــــــــــا علی!......... وای خانم ایونا ترسیدم ممنون♡»
- ۱.۳k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط