{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو هستم فرهاد

با تو هستم فرهاد
تیشه بیهوده بر این کوه مزن
که دگر شیرینی دیده اش گرمِ تمنایِ تو نیست
و صدایِ زدنِ تیشهء تو
قلبِ بی ارزشِ من را به تپش باز نخواهد آورد
در زمستانِ بلندی که گذشت
قلبِ من در قفسِ جسم
قدمی مانده به دیوارِ عدالت پژمرد
و به قانونِ طبیعت خندید
و به مفهومِ شقایق غُرّید
قلبِ من طوری مُرد
که دگر آن نفسِ گرمِ تو
هرگز نتوانست، مرا زنده کند
شاید
شاید از روزِ ازل
از همان روز که گویند خداوندِ بزرگ
از دمِ خود به بشر، عشق دمید
من به بازی پیِ دیدارِ شیاطین بودم
و یقین در آن روز
اولین کس که خداوند بر او عشق دمید
تویِ مجنون صفت و عاشق و شیدا بودی
که چنین سخت و سمج، بر درِ خانهء دل میکوبی
با تو هستم فرهاد...... با تو هستم فرهاد
مشتِ بیهوده بر این کوه مزن
که فرو ریخته این میکده از بادِ خزان
برو آنجا که به تو، بادهء عشق بشارت بدهند.
و تو سیراب زِ جامِ میِ رنگین گردی
و در آن جمع بگرد
قلبِ من را دریاب
که به دور از قفسِ جسم
چه خوش میلِ تپیدن دارد
و به من باز رسانش
تا توانم به تو گویم:

دوستت می دارم

دوستت می دارم

دوستت می دارم
دیدگاه ها (۱۹)

ای قرار قَلب بی قَرارم حسین♥️باباحُ‌سِیـنْ؛آن‌قدر دوستت دارم...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

سن منیم جانیم‌سن، گؤزومون نوروسان.سنسیز بو دنیا منیم اوچون ی...

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

F

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط