{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معنی اهنگ taylor swift

معنی اهنگ taylor swift
"Starlight"
ستاره ی چشمک زن




It was the best night, never would forget how we moved
بهترین شب ممکن بود ، هیچوقت یادم نمیره که چطوری راه افتادیم
The whole place was dressed to the nines, and we were dancing dancing
تمام فضای مهمونی پر بود از لباس های دهه ی نود و ما هم میرقصیدیم و میرقصیدیم
The whole place was dressed to the nines, and we were dancing dancing
تمام فضای مهمونی پر بود از لباس های دهه ی نود و ما هم میرقصیدیم و میرقصیدیم
Like we're made of starlight
انگار که ستاره ی چشمک زن هستیم
Like we're made of starlight
انگار که ستاره ی چشمک زن هستیم
I'm a barbie on the boardwalk, summer of '45
من توی تابستون 45 ، عین یه باربی روی عرشه راه میرم
He was 17 and crazy, running wild, wild
او یه دیوونه ی 17 ساله بود و با شور و شوق میدوید
Can't remember what song it was playing when we walked in
یادم نمیاد چه آنگی داشت پخش میشد وقتی که وارد شدیم
The night we snook into a yacht club party
شبی که دزدکی رفتیم توی جشن کلوپی که توی قایق برپا بود
Pretending to be a duchess and a prince
تظاهر کردیم که شاهزاده و بانوی مهمانی هستیم
I said oh my, what a marvellous tune
با خودم گفتم ، وای خدای من چه صدای محشری
It was the best night, never would forget how we moved
بهترین شب ممکن بود ، هیچوقت یادم نمیره که چطوری راه افتادیم
The whole place was dressed to the nines, and we were dancing dancing
تمام فضای مهمونی پر بود از لباس های دهه ی نود و ما هم میرقصیدیم و میرقصیدیم
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
He still look at you worrying so much about things you can't change
او هنوز بهت نگاه میکنه طوری که نگرانه برای چیزهایی که میدونه عوضشون نمیکنی

You'll spend your whole life singing the blues if you keep thinking away
تمام زندگیت رو صرف خوندن بلوز میکنی اگر بخوای از فکر و خیالش در بیای
He was trying to skip rocks on the ocean saying to me
او در حالی که داشت توی آب اقیانوس ، سنگ پرانی میکرد بهم میگفت که
Don't you see the starlight, starlight?
ستاره ی چشمک زن نمیبینی ؟
Don't you dream impossible things?
رویاهای غیر ممکن نمیبینی ؟
I said oh my, what a marvellous tune
با خودم گفتم ، وای خدای من چه صدای محشری
It was the best night, never would forget how we moved
بهترین شب ممکن بود ، هیچوقت یادم نمیره که چطوری راه افتادیم
The whole place was dressed to the nines, and we were dancing dancing
تمام فضای مهمونی پر بود از لباس های دهه ی نود و ما هم میرقصیدیم و میرقصیدیم
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Ooh ooh he's talking crazy
او داره دیوونه وار حرف میزنه
Ooh ooh dancing with me
با من برقص
Ooh ooh we could get married
ما میتونیم ازدواج کنیم
Have ten kids and teach them how to dream
میتونیم 10 تا بچه داشته باشیم و بهشون یاد بدیم که چطوری رویا پردازی کنن
Ooh ooh ooh x4
[guitar]
I said oh my, what a marvellous tune
با خودم گفتم ، وای خدای من چه صدای محشری
It was the best night, never would forget how we moved
بهترین شب ممکن بود ، هیچوقت یادم نمیره که چطوری راه افتادیم
The whole place was dressed to the nines, and we were dancing dancing
تمام فضای مهمونی پر بود از لباس های دهه ی نود و ما هم میرقصیدیم و میرقصیدیم
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Like we're made of starlight, starlight
مثل اینکه ستاره ی چشمک زن بودیم ، ستاره ی چشمک زن
Like we dream impossible dreams
مثل ما که رویاها غیر ممکن ها رو میبینیم
Like starlight starlight
مثل ستاره ی چشمک زن ، چشمک زن
Like we dream impossible dreams
مثل ما که رویاها غیر ممکن ها رو میبینیم
Don't you see the starlight starlight
ستاره ی چشمک زن نمیبینی ، چشمک زن
Don't you dream impossible things
رویاهای غیر ممکن نمیبینی
دیدگاه ها (۶)

هـــنگام رفـــتن در چـــشمانِ عشـــق نگـــریســـتن آنچـــنا...

لقمان را گفتند ادب از که آموختی ؟؟؟ گفت از کامنت گذاران صفحه...

باختن یعنی یه عمر تلاش کنی شاه شی بعد بفهمی بی بی دلت عاشقه ...

دلم هوای تو را می کند میروم سراغ شعرهایم… این روزها خوب یاد ...

The day you said you were leaving, you said it so casually, ...

You know what we're doing? Uh, yeah. Imean, I think I Yeah. ...

I sit here quietly, with eyes that no longer weepNot that I ...

I always thought you would stay by my side, take care of me,...

Touching the blade every morning,and kissing the wounds you ...

“You left on an ordinary Tuesday, and that was the cruelest ...

“You left on an ordinary Tuesday, and that was the cruelest ...

September 12, 1994... the day a tall baby was born to the ha...

Goodbye

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط