{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

به نام تو امروز آواز دادم سحر را

به نام تو خواندم

درخت و پل و باد و

نیلوفر صبحدم را

تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید

تو را در نفس های خود

آشیان دادم ای آذرخش مقدس

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۴)

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

#دلنوشت #استوری #تکست#زندگی #متن #حرف #حرف_دل #زیبا #خاص #...

part 16

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

پدرم نیست ...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

part:9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط