{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای دارد مبارک باشد اما دلبر

اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای دارد مبارک باشد اما دلبری اندازه ای دارد

تغافل برد از حد شوخ چشم من ، نمی داند جفا قدری ، ستم حدی و ناز اندازه ای دارد

محبت را لب خاموش و گویا هر دو یکسانست چو بلبل ، آتش پروانه هم آوازه ای دارد

اگر سودای لیلی بر سرت افتاد مجنون شو که هر شهری به صحرای جنون دروازه ای دارد

دل (مجذوب) خود را با تغافل بیش از این مشکن که در قانون خوبان امتحان اندازه ای دارد ...
دیدگاه ها (۱)

دارم دلـــی ز هجـــر تــــو هـــر دم فگـــارتـر تا خــــود ت...

آمدی دیر آمدی من کوله ام را بستم امعزم رفتن دارم واز عاشقی ب...

همه از عشق و جنون می گویندهمه زین کاسه خون می گویندنام هر گو...

گر چشمان تو جز در پی زیبایی نیستدل بکن آیینه اینقدر تماشایی ...

اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای داردمبارک باشد اما دلبری ان...

اگر زلفت به هر تاری ، اسیر تازه‌ای داردمبارک باشد اما دلبری ...

#دلبری_اندازه_دارد.اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه‌ای داردمبار...

دگر‌ زلفت به هر تارے اسیرِ تازه‌اے داردمبارک باشد امّا دلبرے...

.اگر سودای لیلی بر سرت افتاده مجنون شو که هر شهری ب...

اگر سوادی لیلی در سرت افتاده مجنون شو*که هر شهری به صحرای جن...

#عاشقانه_های_امیر_علی#شعر_های_زیبا_و_دلنشین #عشق #عشق_زندگی_...

1-فکرِ شنبه , تلخ دارد جمعه ی اطفال را .عشرتِ امروز , بی اند...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط