پر کن این پیمانه را ای هم نفس

پر کن این پیمانه را ای هم نفس

پر کن این پیمانه را از خون او

مست مستم کن چنان کز شور می

باز گویم قصه افسون او

رنگ چشمش را چه میپرسی ز من

رنگ چشمش کی مرا پا بند کرد

آتشی کز دیدگانش سر کشید

این دل دیوانه را دربند کرد

از لبانش کی نشان دارم به جان

جز شرار بوسه های دلنشین

بر تنم کی مانده است یادگار

جز فشار بازوان آهنین

من چه میدانم سر انگشتش چه کرد

در میان خرمن گیسوی من

آنقدر دانم که این آشفتگی

زان سبب افتاده اندر موی من

آتشی شد بر دل و جانم گرفت

راهزن شد راه ایمانم گرفت

رفته بود از دست من دامان صبر

چون ز پا افتادم آسمانم گرفت

گم شدم در پهنه صحرای عشق

در شبی چون چهره بختم سیاه

ناگهان بی آنکه بتوانم گریخت

بر سرم بارید باران گناه

مست بودم ‚ مست عشق و مست ناز
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

My Arirang Part 6

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

چند پارتی بازی ممنوع

رنگ چشمش را چه می پرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی ک...

رنگ چشمش را چه میپرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز...

رنگ چشمش را چه میپرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز...

رنگ چشمانش چه میپرسی ز من!رنگ چشمش کی مرا دربند کردآتشی کز د...

رنگ چشمش را چه میپرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط