{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
دیدگاه ها (۱)

🕊 🌷 عشق بود و جبهه بود و جنگ بودعرصه بر گُردان عاشق تنگ بوده...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ عشق بود و جبهه بود و جنگ ب...

عشق بود و جبهه بود و جنگ بودعرصه بر گُردان عاشق تنگ بودهر که...

دشمن افکنهای بی نام و نشانپوکه ی خونین شده تسبیحشانکار هرکس ...

نوجوانی جبهه ها را درک کرد بازی پس کوچه ها را ترک کرد رفت تا...

نوجواني جبهه ها را درك كرد بازي پس كوچه ها را ترك كرد رفت تا...

شعر و ادب

ماه آذر، ماه آتش، ماه دردماه بمب و ماه اشک و بغض سردصبح چهار...

۳۱ شهریور آغاز هفته دفاع مقدس _____________________________...

✨💚✨💚✨💚✨💚✨💚یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند یک مشتْ خاک از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط