{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت .........
دیدگاه ها (۳)

گشایی مدارس و دانشگاه‌ها1405/6/31بسم الله الرحمن الرحیمیَرفَ...

عشق بود و جبهه بود و جنگ بودعرصه بر گُردان عاشق تنگ بودهر که...

🕊 🌷 عشق بود و جبهه بود و جنگ بودعرصه بر گُردان عاشق تنگ بوده...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ عشق بود و جبهه بود و جنگ ب...

چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاستآهی از من سر نزد کز مردم...

نوجوانی جبهه ها را درک کرد بازی پس کوچه ها را ترک کرد رفت تا...

نوجواني جبهه ها را درك كرد بازي پس كوچه ها را ترك كرد رفت تا...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط