جان آقام ( عج ) . . .
جان آقام ( عج ) . . .
نذرها کردم ولی گمگشته ام پیدا نشد.
گریه ها کردم ولیکن عقده دل وا نشد.
ختم بگرفتم که گردد این جدایی ها تمام.
گوییا ختمم قبول در گه مولا نشد.
با هزار امید در دارالشفایش آمدم.
بر تماشای طبیبم دیده ام بینا نشد.
تا سحر بیدار ماندم تا بگیرم حاجتم.
حکم آزادی مولایم چرا امضا نشد.
نذر کردم جان خود را بهر قربانی او.
عمر رفت و جان من لایق بر این سودا نشد.
تا رسد دستم به دامانش نشستم در رهش.
ناله کردم گریه کردم شب به شب اما نشد.
هرکسی دلداده بر یاری و زیبا منظری.
هیچ زیبایی برایم مهدی (عج) زهرا (ص) نشد.
الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج الساعة
نذرها کردم ولی گمگشته ام پیدا نشد.
گریه ها کردم ولیکن عقده دل وا نشد.
ختم بگرفتم که گردد این جدایی ها تمام.
گوییا ختمم قبول در گه مولا نشد.
با هزار امید در دارالشفایش آمدم.
بر تماشای طبیبم دیده ام بینا نشد.
تا سحر بیدار ماندم تا بگیرم حاجتم.
حکم آزادی مولایم چرا امضا نشد.
نذر کردم جان خود را بهر قربانی او.
عمر رفت و جان من لایق بر این سودا نشد.
تا رسد دستم به دامانش نشستم در رهش.
ناله کردم گریه کردم شب به شب اما نشد.
هرکسی دلداده بر یاری و زیبا منظری.
هیچ زیبایی برایم مهدی (عج) زهرا (ص) نشد.
الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج الساعة
- ۳۵۰
- ۲۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط