بغلش نکردم ، نبوسیدمش ، زیر بارون باهاش قدم نزدم ، خاطره

بغلش نکردم ، نبوسیدمش ، زیر بارون باهاش قدم نزدم ، خاطره ای از با اون بودن ندارم ، من فقط از دور خیلی دوسش دارم: )💜
#vampire
#purple
#no_copy_block
دیدگاه ها (۴)

پارت یک امروز داشتم خیلی رندوم تو بارون قدم میزدمو آهنگ گوش ...

طبیعت

عشق حقیقی پارت:۶دامیان:هوم ذره ای بهت علاقه ندارمجولیا:خجالت...

وقتی روت کراشن ولی تو از رابطه خوشت نمیادچان:ات م...من د...د...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part74صدای تخس وشاد سعید از پشت گوشی اومدسعید...

سفید و سیاهپارت‌ ۳۲آتسوشی داره دنبال آکوتاگاوا میگرده که از ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط