وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑
وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑
پارت ۳(last part)
+کوک میفهمی چی میگی؟
_اوهوم.. و با اختیار خودم دارم میگم
+کوک چرا؟؟از کی؟؟
_یعنی میخوای بگی نفهمیدی؟غیرتی شدن هام حسادت هام عصبانی شدنم از پسر های دور و برت
+....
_تمام این مدت نگران بودم که یه روزی بخوام بهت بگم و اون موقع دیر شده باشه و تو دلت رو به یکی دیگه باخته باشی
صداش یکم بغض دار شد انگار ادامه دادن همچین جمله ای براش سخت بود
_همیشه سعی کردم بهترین خودمو نشونت بدم...برات هیچی کم نزارم...ولی خیلی وقته این دل لعنتی رو بهت باختم...تو خیلی خیلی بیشتر از یه خواهر ناتنی شدی برام
_خودمم نفهمیدم کی این اتفاقات افتاد...اول فقط برای خواهر ناتنی بودی...بعدش دوستم شدی...بعدش فهمیدم وقتی نیستی دنبالت میگردم و هرجا هستی دلم میخواد خوشحال باشی
اینو گفت و سکوت همه جارو گرفت
چند لحظه کاملا ماتم برده بود نمیدونستم چی بگم یا چیکار کنم
ادامه داد
_مینا میشه مال من بشی؟نیازی به جوابت الان ندارم خوب فکر کن
عااا..خب اینو یادم رفته بود بعد از اینکه چندین سال باهاش زندگی کردم همیشه دلم میخواست نسبتم بیشتر از یه خواهر و بردار باهاش باشه ولی همیشه میگفت شاید اون این حسو نداشته باشه
+کوکی
_جانم
+میدونستی این احساس یک طرفه نبود؟
_چی؟؟
+از وقتی باهات نسبت گرفتم اوایل میخواستم فقط خانواده باشیم
+ولی بعدش دلم میخواست بیشتر از اون باشیم ولی هردفعه میگفتم نه..تو این حسو نسبت به من نداری
+و...الان که اینو گفتی..خیلی خوشحالم
_دختر میفهمی با قلبم چیکار کردی؟
+دوستت دارم(با صدای خیلی اروم)
_چی گفتی؟
+همین که شنیدی
_نشنیدم یکبار دیگه بگه
+دوستت دارم
_اخ قربونت برم من عاشقتم
پایان......
حمایت کنید گلام🔑
پارت ۳(last part)
+کوک میفهمی چی میگی؟
_اوهوم.. و با اختیار خودم دارم میگم
+کوک چرا؟؟از کی؟؟
_یعنی میخوای بگی نفهمیدی؟غیرتی شدن هام حسادت هام عصبانی شدنم از پسر های دور و برت
+....
_تمام این مدت نگران بودم که یه روزی بخوام بهت بگم و اون موقع دیر شده باشه و تو دلت رو به یکی دیگه باخته باشی
صداش یکم بغض دار شد انگار ادامه دادن همچین جمله ای براش سخت بود
_همیشه سعی کردم بهترین خودمو نشونت بدم...برات هیچی کم نزارم...ولی خیلی وقته این دل لعنتی رو بهت باختم...تو خیلی خیلی بیشتر از یه خواهر ناتنی شدی برام
_خودمم نفهمیدم کی این اتفاقات افتاد...اول فقط برای خواهر ناتنی بودی...بعدش دوستم شدی...بعدش فهمیدم وقتی نیستی دنبالت میگردم و هرجا هستی دلم میخواد خوشحال باشی
اینو گفت و سکوت همه جارو گرفت
چند لحظه کاملا ماتم برده بود نمیدونستم چی بگم یا چیکار کنم
ادامه داد
_مینا میشه مال من بشی؟نیازی به جوابت الان ندارم خوب فکر کن
عااا..خب اینو یادم رفته بود بعد از اینکه چندین سال باهاش زندگی کردم همیشه دلم میخواست نسبتم بیشتر از یه خواهر و بردار باهاش باشه ولی همیشه میگفت شاید اون این حسو نداشته باشه
+کوکی
_جانم
+میدونستی این احساس یک طرفه نبود؟
_چی؟؟
+از وقتی باهات نسبت گرفتم اوایل میخواستم فقط خانواده باشیم
+ولی بعدش دلم میخواست بیشتر از اون باشیم ولی هردفعه میگفتم نه..تو این حسو نسبت به من نداری
+و...الان که اینو گفتی..خیلی خوشحالم
_دختر میفهمی با قلبم چیکار کردی؟
+دوستت دارم(با صدای خیلی اروم)
_چی گفتی؟
+همین که شنیدی
_نشنیدم یکبار دیگه بگه
+دوستت دارم
_اخ قربونت برم من عاشقتم
پایان......
حمایت کنید گلام🔑
- ۱۵.۳k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط