این نوشته را کسی میتواند بخواند که آمادگی نقد خویشتن را
این نوشته را کسی میتواند بخواند که آمادگی نقد خویشتن را داشته باشد
توصیه رهبری به احمدینژاد؛ نقطه عطفی هویتی برای جریان انقلابی/ اصلیترین رسالت جریان انقلابی طرح «گفتمان ایجابی» است/ این جریان وحدت حول اصول را میخواهد، نه وحدت حول سهمیهها
وقتی علت حکمِ رهبری را میدانیم و خودشان بدان تصریح کردهاند، همانگونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست مییازیم، در اینجا نیز به سادگی در مییابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیخواهند؛ چه از سوی احمدینژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئلهی رهبری در اینجا فرد نیست؛
مخاطب این توصیه بالواقع نه یک فرد که جریانی هویتی است که با پرچم عدالتخواهی در مقابل جریان محافظهکار و مسامحهگرا قبل از سومتیر نزج مییابد و در طول این سالها با آسیبهای مختلف مواجه میشود. به عبارت دیگر مخاطب این توصیه همهی ما هستیم. احمدینژاد، تنها نمایندهای است برای این جریان و نظیر توصیه رهبری به او را در موارد متعدد میتوان خطاب به جریانات مختلف انقلابی در حوزه، دانشگاه و سیاست در طول این سالها مشاهده کرد.وقتی از این منظر نگاه میکنیم، اصلیترین رسالت ما هیچگاه نقد رقیب نخواهد بود، بلکه همواره اصلیترین رسالت خود را طرح گفتمان ایجابی و ادبیات رو به جلو تلقی خواهیم کرد. نقد باید در کشور باشد و هیچکس ضرورت وجود نقد را انکار نمیکند اما اگر تمام رسالت خود در کشور را خردهگیری از جریان مقابل بدانیم و به جای گفتمانسازی، گفتمانبازی کنیم، اگر هیچ حرف رو به جلو و نویی نداشته باشیم و مدام ایراد گرفتن از این و آن هنرمان باشد، باید باور کنیم آن چیزی که رهبر انقلاب میخواهند و مطالبه میکنند نبوده و نیستیم. در چنین حالتی باید بپذیریم مطالبه رهبری را نفهمیدهایم و حق ولایتمداری را آنگونه که آن عزیز طلب میکند، به جا نیاوردهایم؛ و چقدر دردناک است اینکه در این میان برخی دوستان سابق تا نظرشان را متفاوت از نظر معظمله میبینند، به جای آنکه خویشتن را کنار بگذارند و بکوشند آنچه او میخواهد را فهم کنند، به ایشان خرده میگیرند و انواع و اقسام نسبتها را متوجه ایشان مینمایند. آیا این مظلومیت نیست؟پس از این همه اکنون باید گفت رهبرانقلاب به راستی کشتیبانی صبور، اندیشمند و انقلابی برای کشور بودهاند. چنین رهبری را باید به راستی ارج نهاد و تدبیر عمیقش را به جدالی سطحی و سیاستزده فرونکاهید. ایشان، کشتی انقلاب را به مقصد تمدن بزرگ اسلامی و آمادگی برای عصر ظهور حضرت حجت(عج) پیش میبرند. اگر ادعای سربازی داریم واقعاً باید سرباز باشیم. اینقدر خودمطلقانگاری در جریانات مختلف سیاسی و اضلاع گوناگون اصولگرایی اجازهی فهم جایگاه والای تدبیر رهبری نمیدهد. چه غمانگیز است این روزها و حتی بعد از درس خارج رهبر انقلاب که هدف از آن پایان دادن به اختلافات و جدالها بود، برخی باز به بهانههایی نو در کوس اختلاف میدمند و بعد ادعای ولایتمداری نیز میکنند
توصیه رهبری به احمدینژاد؛ نقطه عطفی هویتی برای جریان انقلابی/ اصلیترین رسالت جریان انقلابی طرح «گفتمان ایجابی» است/ این جریان وحدت حول اصول را میخواهد، نه وحدت حول سهمیهها
وقتی علت حکمِ رهبری را میدانیم و خودشان بدان تصریح کردهاند، همانگونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست مییازیم، در اینجا نیز به سادگی در مییابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیخواهند؛ چه از سوی احمدینژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئلهی رهبری در اینجا فرد نیست؛
مخاطب این توصیه بالواقع نه یک فرد که جریانی هویتی است که با پرچم عدالتخواهی در مقابل جریان محافظهکار و مسامحهگرا قبل از سومتیر نزج مییابد و در طول این سالها با آسیبهای مختلف مواجه میشود. به عبارت دیگر مخاطب این توصیه همهی ما هستیم. احمدینژاد، تنها نمایندهای است برای این جریان و نظیر توصیه رهبری به او را در موارد متعدد میتوان خطاب به جریانات مختلف انقلابی در حوزه، دانشگاه و سیاست در طول این سالها مشاهده کرد.وقتی از این منظر نگاه میکنیم، اصلیترین رسالت ما هیچگاه نقد رقیب نخواهد بود، بلکه همواره اصلیترین رسالت خود را طرح گفتمان ایجابی و ادبیات رو به جلو تلقی خواهیم کرد. نقد باید در کشور باشد و هیچکس ضرورت وجود نقد را انکار نمیکند اما اگر تمام رسالت خود در کشور را خردهگیری از جریان مقابل بدانیم و به جای گفتمانسازی، گفتمانبازی کنیم، اگر هیچ حرف رو به جلو و نویی نداشته باشیم و مدام ایراد گرفتن از این و آن هنرمان باشد، باید باور کنیم آن چیزی که رهبر انقلاب میخواهند و مطالبه میکنند نبوده و نیستیم. در چنین حالتی باید بپذیریم مطالبه رهبری را نفهمیدهایم و حق ولایتمداری را آنگونه که آن عزیز طلب میکند، به جا نیاوردهایم؛ و چقدر دردناک است اینکه در این میان برخی دوستان سابق تا نظرشان را متفاوت از نظر معظمله میبینند، به جای آنکه خویشتن را کنار بگذارند و بکوشند آنچه او میخواهد را فهم کنند، به ایشان خرده میگیرند و انواع و اقسام نسبتها را متوجه ایشان مینمایند. آیا این مظلومیت نیست؟پس از این همه اکنون باید گفت رهبرانقلاب به راستی کشتیبانی صبور، اندیشمند و انقلابی برای کشور بودهاند. چنین رهبری را باید به راستی ارج نهاد و تدبیر عمیقش را به جدالی سطحی و سیاستزده فرونکاهید. ایشان، کشتی انقلاب را به مقصد تمدن بزرگ اسلامی و آمادگی برای عصر ظهور حضرت حجت(عج) پیش میبرند. اگر ادعای سربازی داریم واقعاً باید سرباز باشیم. اینقدر خودمطلقانگاری در جریانات مختلف سیاسی و اضلاع گوناگون اصولگرایی اجازهی فهم جایگاه والای تدبیر رهبری نمیدهد. چه غمانگیز است این روزها و حتی بعد از درس خارج رهبر انقلاب که هدف از آن پایان دادن به اختلافات و جدالها بود، برخی باز به بهانههایی نو در کوس اختلاف میدمند و بعد ادعای ولایتمداری نیز میکنند
- ۵.۳k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط