از ره دور خبر می آید

از ره دور خبر می آید
کاروانی ز سفر می آید
راه این قافله را باز کنید
دختر شاه ظفر می آید
معجری را که به سر پوشیده
به رقیّه چقَدَر می آید
آب و آیینه بیارید همه
مادری با دو پسر می آید
وارث رزم حسن، عبدالله
مثل بابا به نظر می آید
قاسم از بس که شهادت طلب است
از لبش شهد شکر می آید
مشک ها را همه پر آب کنید
کودکی با لب تر می آید
قمر قافله ی هاشمیان
از پس ابر به در می آید
چقَدَر کرب و بلا دل گیر است
از غمش حوصله سر می آید
وای از حال یتیمی، وقتی
از لبش خون جگر می آید
حرمله در پی صیدش دارد
با سه تا تیر سه پر می آید...
دیدگاه ها (۴)

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

KIM V

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

ابلیس

از ره دور خبر می آیدکاروانی زسفر می آیدراه این قافله را باز ...

از ره دور خبر می آیدکاروانی زسفر می آیدراه این قافله را باز ...

هرکجا مصرعی از مشک و علم می آید/ مصرع بعدی آن قافیه کم می آی...

..خبر آمد که ز معشوق، خبر می‌آیدره گشایید که یارم ز سفر می‌آ...

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

آجرک الله یابقیةالله#ورود_کاروان_به_شامشهر آبستن یک فاجعه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط