_تو پارت من از این آهنگ، لیریک های "ترک اتاق خالی با آخری
_تو پارت من از این آهنگ، لیریک های "ترک اتاق خالی با آخرین چیزهام / وقتی برای یه ثانیه برمیگردم" وجود داره، درسته؟ در حقیقت، یادمه که یه بار قبل از رفتن به اتاقم تو محل اقامت منتظر بودم. احساس میکردم بزرگ شدیم و از یه طرف مشتاق بودم که تو خونه جدیدمون قراره چه اتفاقات هیجانانگیزی رخ بده.
همونطور که لیریک های "Moving On"، در تسکین نگرانیشون برای "آینده ای نامطمئن" بود و "بین اعضا ما چند باری با هم بگو مگو کردیم"، اما اونها روند خونه کوچیکتر، پیوند قوی تر رو تجربه کردن.» ترک اون مکان و نقل مکان به محل اقامت جدیدشون ثابت کرد که چیزی در حال تغییره، یا حداقل بهشون این امکان رو میداد که باور کنن که این شرایطشونه. تو پروسه جابهجایی محل اقامت، جونگکوک احساس کرد که وضعیت گروه میتونه تغییر کنه:
_اول از همه، اتاق های بیشتری وجود داشت. یک، دو، سه اتاق و حمام. من برای اولین بار یه کامپیوتر خریدم و فضای کاری خودم رو داشتم. من اتاق جداگونه ای برای لباس هام نداشتم. خب
ریل هایی رو تو اتاق نشیمن گذاشتم و اونها رو اونجا آویزون کردم و در این بین یه میز برای استفاده قرار دادم و به همین دلیل بود که بعداً اسم استودیوم "Golen Closet" شد. اقامتگاه ها جادارتر بود و قطعا احساس راحتی میداد. چنین حسی میداد که انگار اتاق بیشتری برای نفس کشیدن دارم، قبلا هر هفت نفر تو یه اتاق میخوابیدیم، درسته؟ بعدش شروع کردیم به تقسیم اتاق ها.
جین همچنین تونست تو اقامتگاه های جدید احساس راحتی بیشتری کنه:
_من با شوگا یه اتاق مشترک داشتم، جونگکوک تو یه اتاق با آر ام بود و وی، جیمین و جیهوپ بزرگترین اتاق رو بین خودشون تقسیم کردن. زندگی روزمره ما خیلی تغییر کرد. قبلش واقعا شلوغ بود ولی از اون موقع به بعد، رفتن به اتاق همدیگه باحال بود.
به این ترتیب، این مجموعه با روش داستانپردازی مبتنی بر کلیدواژههایی مثل «Youth» و «THE MOST BEAUTIFUL MOMENT IN LIFE» با تجربیات و احساسات شخصی اعضا بیان شد. از این نظر، بیتیاس و بیگ هیت بدون اینکه خودشون متوجه بشن، در حال از بین بردن مرزها بودن. اونها یه گروه آیدل بودن که داستانی رو از طریق یه آلبوم به سبک هیپ هاپ تعریف میکردن، آلبومی که مدت زیادی بر لبهای مردم باقی موند.
همونطور که لیریک های "Moving On"، در تسکین نگرانیشون برای "آینده ای نامطمئن" بود و "بین اعضا ما چند باری با هم بگو مگو کردیم"، اما اونها روند خونه کوچیکتر، پیوند قوی تر رو تجربه کردن.» ترک اون مکان و نقل مکان به محل اقامت جدیدشون ثابت کرد که چیزی در حال تغییره، یا حداقل بهشون این امکان رو میداد که باور کنن که این شرایطشونه. تو پروسه جابهجایی محل اقامت، جونگکوک احساس کرد که وضعیت گروه میتونه تغییر کنه:
_اول از همه، اتاق های بیشتری وجود داشت. یک، دو، سه اتاق و حمام. من برای اولین بار یه کامپیوتر خریدم و فضای کاری خودم رو داشتم. من اتاق جداگونه ای برای لباس هام نداشتم. خب
ریل هایی رو تو اتاق نشیمن گذاشتم و اونها رو اونجا آویزون کردم و در این بین یه میز برای استفاده قرار دادم و به همین دلیل بود که بعداً اسم استودیوم "Golen Closet" شد. اقامتگاه ها جادارتر بود و قطعا احساس راحتی میداد. چنین حسی میداد که انگار اتاق بیشتری برای نفس کشیدن دارم، قبلا هر هفت نفر تو یه اتاق میخوابیدیم، درسته؟ بعدش شروع کردیم به تقسیم اتاق ها.
جین همچنین تونست تو اقامتگاه های جدید احساس راحتی بیشتری کنه:
_من با شوگا یه اتاق مشترک داشتم، جونگکوک تو یه اتاق با آر ام بود و وی، جیمین و جیهوپ بزرگترین اتاق رو بین خودشون تقسیم کردن. زندگی روزمره ما خیلی تغییر کرد. قبلش واقعا شلوغ بود ولی از اون موقع به بعد، رفتن به اتاق همدیگه باحال بود.
به این ترتیب، این مجموعه با روش داستانپردازی مبتنی بر کلیدواژههایی مثل «Youth» و «THE MOST BEAUTIFUL MOMENT IN LIFE» با تجربیات و احساسات شخصی اعضا بیان شد. از این نظر، بیتیاس و بیگ هیت بدون اینکه خودشون متوجه بشن، در حال از بین بردن مرزها بودن. اونها یه گروه آیدل بودن که داستانی رو از طریق یه آلبوم به سبک هیپ هاپ تعریف میکردن، آلبومی که مدت زیادی بر لبهای مردم باقی موند.
- ۴.۵k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط