لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونم

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونم

کوک : مدیون ؟! چرا ؟!

لیا : بخاطره دوهی

کوک : دوهی ؟!‌چه ربطی داره ؟!

لیا : قضیه دوهی رو یادت نمیاد ؟!

کوک : چرا یادمه !

لیا : منم بخاطره همین سعی‌کردم حرف رو حرفش‌ نزنم

کوک : اگه بخواد با لیامم این کار رو کنه چی ؟!

لیا : نمیکنه

کوک : از کجا انقد مطمئنی؟!

لیا : مطمئنم

کوک : چی بگم والا

لیا : فقط رانندگیت رو کن

کوک : اوکی

" فلش بک به بیست‌مین بعد "

وقتی رسیدیم عمارت رفتیم داخل اتاق و دیدیم یه تخت دونفره داره

لیا : این اتاق برای تو

کوک : این خونه اتاقه دیگه ای نداره

لیا : چیییییی ؟! یعنی چی خونه ی دیگه ای نداره ؟! خونه به این گنده گی یعنی دوتا اتاق نداره ؟!

کوک : اتاق داره یکیش اتاق مهمونه

لیا : ...

ببخشید این پارت کم شد دارم میرم مهمونی

خدافظ ...
دیدگاه ها (۷)

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

Why Did I Fall in Love with You? | P⁹بیمارستاندکتر: متأسفم د...

#برادر ناتنی من

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

پارت ۲۴

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

پارت ۴۲

سلام ☺️فیکشن جدید داریم لیلییی باید بگم این همونی هست که وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط