{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دیگه بال پریدن ندارم

من دیگه بال پریدن ندارم
من دیگه حال دویدن ندارم
بعد از این دیگه سراغ من نیا
گیسویی برای کشیدن ندارم

علی اکبر لطفیان.

پ.ن:بعد از حسین خانه ی شادی شود خراب.

نوشته اند:::
زورش نمیرسید کسی را صدا کند
از گریه زیاد صدایش گرفته بود.
دیدگاه ها (۴)

الماس زیبای من  part ⁹- نه الان زبونتو نمی‌برم برای معذرت خو...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

دروغی که واقعی شد

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

KIM V

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط