هِعیـ

هِعیـ
.
.
.
اومَدیمـ زِندِگیمونو بُکُنیمـ.....اونـ مآ رو کَرد
.
.
.
اومَدیمـ لِذَتِمونو بِبَریمـ...قَبلِشـ بآ بُزُرگآنـ رَفتهـ بود خونهـ خآلیـ
.
.
.
.
یهـ جونـ واسَمونـ موند......کِهـ اونَمـ بآسـ بِدیمـ
.
.
.
.
هِعیـ زِندِگیـ.....یهـ روز مَنَمـ میکُنَمِتـ

#ذهن_زخمی

#:')
دیدگاه ها (۱۱)

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 19جین هنوز به عکس خیره شده بودجونگکوک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سناریو بونتن پارت اخر

رمان عشق اول....

تقریباً یک هفته از شنیدن خبر اینکه نمیتونه بچه دار بشه باهاش...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

مربی موتور سوار

قسمت بیست و یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط