{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭
بزن بریممممم

رمان :
«استاد من»

ویو «ا/ت»
هوفففف بلاخره مدرسه تموم شد بمولا که کمر برام نمونده بیخیال ولش ، با یونا وسایل جمع کردیم و از کلاس اومدیم بیرون ، ایش کمرم شیکست خدا لعنت کنه اون کسی رو مدرسه رو ساخت! وایستا ببینم کی مدرسه رو ساخت؟
+میگم یونا
&هوم
+کی مدرسه رو ساخت ؟
&نمدنم دیشب چی خوردم الان بگم که کی مدرسه رو ساخته 😐
+اواااا این فقط یه سوال بود
&حالا هرچی ، بگو ببینم شیطون امشب چی میپوشی ؟
+اون لباس سیاه بازه و کوتاه و رو میپوشم همونی که تولدم بود مامانم برام خرید
&آها منم یه لباس باز و کوتاه می‌پوشم
+اوک بیا بریم خونه ی من تا شب خودمونو سرگرم میکنیم ، شبم میریم بار
&باش ولی مامانت خونه نیست ؟
&نه نیست رفته خونه ی خالم که تو بوسانه (یه شهر زیبا از کره ی جنوبی)
&آها اوک
سوار ماشین خوشملم شدیم و راه افتادیم سمت خونه ....
دیدگاه ها (۳)

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀...

پارت ۳۷

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت نهمصبح روز بعد، یونا روی مبل نشس...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

### Start Again (33)سه روز دیگه هم گذشت.و اوضاع نه‌تنها بهتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط