لیلة الرغائب(شب آرزوها)

لیلة الرغائب(شب آرزوها)

زمین پر از فرشته است،
پایین آمده اند؛
از کنارت که رد می شوند،می فهمی...
دستشان را که روی شانه ات میگذارند،حس می کنی... راستی حیاط دلت را آب و جارو کرده ای؟
دعاهایت را آماده گذاشته ای؟
آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که به تو هم سر می زنند؟
می آیند و چهارگوشه دلت را نور و گلاب می پاشند؛؛
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است؛؛ مبادا بیایند و تو نباشی؛
مبادا درِ دلت را بسته باشی؛
مبادا در بزنند و تو نفهمی؛
مبادا... کوچه دلت را چراغانی کن،
دم در بنشین و منتظر باش،
فرشته ها حتما می آیند،
خدا آنسوتر منتظر است...
مبادا که فرشته ها دست خالی برگردند..! آرزو کن …
آرزوهایی به بزرگی مستجاب کننده اش....
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

فاصله یک لبخند تا جنون

پرنسس ناخواسته

انتقام یا عشق

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط