For the last time

For the last time
برای اخرین بار
جاسمین : نه ولی احساس میکنم قراره تورو از دست بدیم
ویسا : یااا دیگه اونقد‌ لباسم بد نیست … هست؟
جونگکوک : خیلی بده منظورم این نیست که زشته میدونی تهیونگ پارت میکنه
ویسا : فعلا برای زنده موندن وقت دارم
ربکا : البته دقت کردی «فعلا وقت داری» بعد عقد که رسما پاره ای
جونگکوک : اینو درست میگه
جاسمین : کاملا موافقم
ویسا : لطفا سه تاتون تو مراسم خطمم لواشک با کیک پخش کنین
ربکا : میخوای ماهم بمیریم؟
جاسمین : مطمئنا قصدت همینه
جونگکوک : من تو مراسم خطم حضور پیدا نمیکنم
ویسا : حداقل بگو چیزی نمیخورم « قهر الکی»
جونگکوک : باشه بابا میام
ربکا : بیاین امیدوار باشیم تهیونگ تا حداقل نیم ساعت اخر عروسی ویسا رو نبینه
جاسمین : میبینه مگه اینکه بره تو دسشویی قایم شه
ویسا : یاااا من نصف دلیلی که اومدم بخاطر اینه که بیام دسر و غذا و نوشیدنی و شیرینی بخورم
جونگکوک : نکه پول نداری بخری
ویسا : پول دارم اجازشو ندارم
جاسمین : کی جلوتو گرفته؟
ویسا : کمپانییی میگه باید اندامت حفظ شه امروزم با هزار و صد بدبختی اجازه گرفتم که بیا بخورم
ربکا : خب تو برو تو دسشویی ما برات غذا میاریم
ویسا : تو حاضری تو دسشویی غذا کوفت کنی که من اینکارو بکنم؟ اینو خود مخترع توالت گردن نمیگیره
و زدن زیر خنده
جونگکوک : خب ما حدودا نیم ساعت،گیریم ۱۰ دقیقه هم عقد طول میکشه میشه ۴۰ دقیقه تا مرگ ویسا زمان داریم
یونگی : عه شما اینجایید به به بالاخره خواهر کوچیکه داماد تشریف اوردن ولی دختر پاره ای تهیونگ ببینه اون دنیایی داری بای بای میکنی
ویسا : داشتیم درمورد همین حرف میزدیم
ربکا : میخواد سر خطمش کیک و لواشک پخش کنیم میخواد ماهم بریم به دیار باقی
یونگی : من اونجا هیچی نمیخورم
ویسا : بیا اقای جئون یاد بگیر
جونگکوک : خب من که گفتم میام
ویسا : تو گ*وه خوردی … جاسمین ربکا به اولن نفری که کیک و لواشک میدین اینه
جاسمین : این میزان از صمیمت تو و رفیقای ته داره به درجه ی جدیدی میرسه
یونگی : تکذیب میکنم با این میزان صمیمیت به درجه جدید رسیده
ربکا : درجه ی جدید رو رد کرده
و همه خندیدن
جونگکوک : خب بیاین بریم بشینیم الان عقد شروع میشه
ویسا : کجا میشینیم
جونگکوک : ردیف اول
ربکا : شتتتتتت … خب ویسا جان به خودت و خانواده تسلیت میگم....

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

part 63اتاق آلینا//جیمین« خوب کار اتاق هم تموم شد»جونگکوک« خ...

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

دروغ شیرین:)پارت 14.

برو پایین باهات کار دارم خوشملم......🫀🫠حاجیییییییییییی من سر...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

انتقام یا عشق

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

KIM V

Blood after blood p10خون پس از خون جیسو ویو پسرا برای لیسا ت...

𝚃𝚗𝚊𝚗𝚕𝚖𝚘𝚚𝚞𝚒𝚕𝚒𝚌𝚊𝚝𝚒𝚘𝚗➖⃟🌟𝙰𝚞𝚝𝚑𝚘𝚛 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗☻𝙹𝙺 𝚊𝚗𝚍 𝙷𝙰𝚈𝙾𝙾𝙽𝚙𝚊𝚛𝚝³⁴جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط