#رمان_عشق_مجازی

#رمان_عشق_مجازی
#پارت_۱٠

نگرانشم واقعا اعصابمم خورده تو این سه سال کجا خوابیده چی خورده همشون داشتن داغونم میکردن جلوی فرودگاه پارک کردم رفتم بلیت بخرم
سلام ی بلیت میخواستم واسه تهران.
واسه چ ساعتی. هرچه زودتر بهتر.
ی بلیت داریم از شانس شما پروازش ده دقیقه دیگه اس بلیتو خریدم نشستم تو سالن انتظار بعد اینکه تو بلندگو اعلام شد ک باید بریم سوار هواپیما شدم سرمو ب صندلی تکیه دادم چشامو بستم شاید واسه چند دقیقه هم شده بخوابم خیلی خسته بودم خیلی زیاد کار امروزمون زیاد بود نمیدونم کی چطوری خوابم برد با صدای مهماندار چشامو باز کردم اقا رسیدیم اروم از جام بلندشدم من ک چیزی همرام نداشتم براهمین از هواپیما اومدم پایین یکم حالم خوب نبود رفتم ب طرف تاکسی های پارک شده جلو فرودگاه اقا بفرمایبد برسونمتون نگاش کردم
باشه اقا بیاید سوارشید تو ماشین نشسته بودم یادم افتاد من ک ادرس خونه السا رو نمیدونم گوشیمو دراوردم بهش زنگ زدم ی بوق نخورده صدای قشنگش تو گوشم پیچید سلام داداشی
ابجی ادرسو بفرس برام من الا تهرانم چشم داداشی
با صدای اس مس گوشیو نگاه کردم ادرسو نشونه راننده دادم گفتم منو ببرید اونجا
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

رمان عشق ممنوع

‏🦙 [۱۹:۴۵ به وقت چین]یه چیزی شبیه ولاگ خراب‌شده دارم، دوست د...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۶..

The unwanted roommate

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

TEN YEARS OLD LOVE ⁶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط