تولد غمگین
پارت ۳
از زبان شدو:بعد از کادو ها یکم نشستم و
صدای گریه ی سونیک به
گوشیم خورد یه لحظه خیلی عذاب وجدان
گرفتم و رفتم تو تاق و یهو
دیدم سونیک خوابه و فکر
کردم توهم زدم و رفتم
ولی دیگه عذاب وجدان نداشتم
چون اگه چیزیش میشد
سریع گریه میکرد و اینا
شدو فکر میکرد سونیک
چیزیش نشده ولی اون
نمیدونست...
از زبان سونیک:
آخ سرم چقدر
درد میکنه باید
پانسمانش کنم آخ
نباید بزارم شدو بفهمه
چون نمیخوام عذاب وجدان بگیره
سرم رو میزارم رو بالشت
و میخوابم....
فلش بک به فردا
از زبان سونیک:
هاااا(خمیازه)آخ سرم
وای بالشتم خونیه
چیکار کنم اها زیر پتو
قایمش میکنم میره تو سالن
اخی شدو هنوز خوابه
بزار تا خوابه روش پتو
بندازم
از زبان شدو:
کمی چشماشو باز میکنه
با خودش میگه
سونیک داره چیکار میکنه
اخی داره پتو میندازه روم
بزار خودمو به خواب بزنم
نفهمه بیدارم
بچه ها خوشتون اومده؟
از زبان شدو:بعد از کادو ها یکم نشستم و
صدای گریه ی سونیک به
گوشیم خورد یه لحظه خیلی عذاب وجدان
گرفتم و رفتم تو تاق و یهو
دیدم سونیک خوابه و فکر
کردم توهم زدم و رفتم
ولی دیگه عذاب وجدان نداشتم
چون اگه چیزیش میشد
سریع گریه میکرد و اینا
شدو فکر میکرد سونیک
چیزیش نشده ولی اون
نمیدونست...
از زبان سونیک:
آخ سرم چقدر
درد میکنه باید
پانسمانش کنم آخ
نباید بزارم شدو بفهمه
چون نمیخوام عذاب وجدان بگیره
سرم رو میزارم رو بالشت
و میخوابم....
فلش بک به فردا
از زبان سونیک:
هاااا(خمیازه)آخ سرم
وای بالشتم خونیه
چیکار کنم اها زیر پتو
قایمش میکنم میره تو سالن
اخی شدو هنوز خوابه
بزار تا خوابه روش پتو
بندازم
از زبان شدو:
کمی چشماشو باز میکنه
با خودش میگه
سونیک داره چیکار میکنه
اخی داره پتو میندازه روم
بزار خودمو به خواب بزنم
نفهمه بیدارم
بچه ها خوشتون اومده؟
- ۴.۲k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط