عجیب این درد عشق و عاشقی مانند افیون است 

عجیب این درد عشق و عاشقی مانند افیون است 
کـه هـر جـا لـذتی بـاشـد ، درون درد مـدفـون است 

چو مغـروران بـی منـطق نگو از عشق بیزارم 
که ناگه میزند بر دل ،شگرد او شبیخون است
دیدگاه ها (۶)

دل که می‌شکند، 💔صدا ندارد...اما جهان درون آدم،از هم فرو می‌پ...

ویدئوکلیپ؛ دل که بی‌وهمه نمی‌ماند؛ جلوه‌هایی از صحن‌ها و رواق‌های حرم بانوی کرامت

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

#🦋 شاعرانه_مندلم اندر طلبِ یار، گرفتار بگشتعقل حیران و پریشا...

#نویان🍂🍁نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم گهی با ج...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط