{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو در بستی بروی من به کوی صبر رو کردم

چو در بستی بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من اینها هر دو با آئینه‌ی دل روبرو کردم
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم..
دیدگاه ها (۲)

دنیاست خوب و دنیا لیکن بقا ندارددارد چو بیوفایی یک آشنا ندار...

نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم خوب میدانم که ...

تو می روی و دل ز دست می رودمرو که با تو هر چه هست می روددلی ...

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

چو در بستی بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

چو بستي در بروي من به کوي صبر رو کردمچو درمانم نبخشيدي به در...

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

چو در بستی بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

چو در بستی بروی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به د...

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط