من چون رودی تمامیِ طولِ تو را می‌پیمایم ،

من چون رودی تمامیِ طولِ تو را می‌پیمایم ،
از میانِ بدن‌ات می‌گذرم بدان‌سان که از میان جنگلی ،
مانند کوره‌راهی که در کوه‌ساران سرگردان است
و ناگهان به لبه‌ی هیچ ختم می‌شود ...

من بر لبه‌ی تیغ اندیشه‌ات راه می‌روم
و در شگفتیِ پیشانیِ سپیدت سایه‌ام فرومی‌افتد
و تکه‌تکه می‌شود ،
تکه‌پاره‌هایم را یک‌به‌یک گرد می‌آورم
و بی‌تن به راهِ خویش می‌روم ، جویان و کورمال ...

👤اوکتاویو پاز

#Romantic_Time
دیدگاه ها (۰)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۶جیمین حس می‌کرد ریه‌هایش از هوای ...

#دلتنگی...کسی از من چه می داند، از این شب های دلتنگی؟چه می د...

شعله ولپی

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

مجید زمانی اصل شاعر اهوازی

ریباز سالار

احمد باغینشی

فاطمه سیاحتی شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط