بعد از اینکه من در مورد این اعتراضات گذاشتم دو نفر اومدن

بعد از اینکه من در مورد این اعتراضات گذاشتم دو نفر اومدن و بهم حرف هایی زدن اول میخواستم باز باشه تا هر کس هر چی میخواد بگه اما بعضی ها...
نمیشه به بعضی ها فرصت داد
میخوام دلیل واقعی خودمو از این کارم بگم راستش احساس شرم کردم از اینکه تو پیجم چیزایی میزارم که نشون میده چه شادم یا هیچ غمی نیست حداقل خواستم به صورت مجازی اعتراضم رو نشون بدم میخواستم بگم بیخیال نیستم حس کردم خیلی بزدلم که این کارو نکردم همون اول از همون که به صورت رسمی شروع به فعالیت کردم عذابی داشت منو میکشت
امیدوارم درکم کنید
از اینکه چیز شاد میزاشتم شرمنده بودم یا اینکه فکر کنید یه دختر احمق بیخیالم که به فکر چیز های دیگه اس...
دیدگاه ها (۰)

من امروز صبح برای خودم قیساوا درست کردم، همون صبحونه‌ ی خوشم...

خبب سلام به همگی😁چخبر؟ امروزتون چجوری گذشت؟ مدرسه خوب بود؟ (...

کپشن مهم

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

برای خودت ارزش قائل شو! (کپشن)

내 생일 축하해.🎂امروز یه سال دیگه به سال های زندگیم اضافه شد :))))...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

تکپارتی𓂃 ࣪˖ ִֶָ☾. ݁₊ ⊹ . ݁˖ تهیونگهایی من ات هستم دوست دختر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط