{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶
پارت ۲
رفته بودیم توی خونه...من و کوک جلوی شومینه نشستیم
_سردته؟
+یکمی
دستامو بین دستای گرم و بزرگش گرفت خیلی حس خوبی میداد دلم میخواست توی این گرما غرق بشم
اینم هزارمین دلیلیه که عاشقم
.
.
.
پرش زمانی به روز ۴ سفر:
باید بگم که توی این چند روز خیلی اتفاقات مختلف افتاد
مثلا کوک خیلی غیرتی میشد روم...بعدش زیادی بغلم ميکرد..و حتی به ابراز علاقه لونا هم جواب رد داد و چون لونا توی اون بحث به من بی احترامی کرده بود تا مرز دعوا و کتک کاری رفتن ولی خداروشکر کسی چیزیش نشد

بعد از اون نمیتونم خودمو با این فکر که:
"فقط فامیل هستیم"
"عشق من یک طرفه هست"
راضی کنم
چون اینبار خودمم میدونستم این افکار اشتباهن
ولی اینکه کجاشون اشتباهه رو نمیدونم
.
.
چند ساعت بعد:
کوک گفت بیا بریم جنگل قدم بزنیم
منم قبول کردم
از وقتی شروع کردیم قدم زدن خیلی حس ذوق داشتم خیلی خیلیی ذوق کرده بودم
و خب هربار این واقعیت که کوک هیچ احساسی بهم نداره و درباره احساس من هم‌ نسبت به خودش چیزی نمیدونه مثل سطل آب سرد روی سرم خالی میشد
_سویون؟
+جانم؟
_میشه یه چیزی بهت بگم؟ممکنه مسخره ام کنی یا فکر کنی دیوونه شدم
+نه بابا این چه حرفیه چرا مسخره کنم؟...بگو قربونت بگو
_شاید خودت ندونی ولی تو قشنگترین دلخوشی من بین هزارتا درد و غمی
+چ..چی؟؟
_دوستت دارم
_وقتی میگم دوستت دارم منظورم اینه میخوام باهات پیر شم، میخوام تو روزای سخت و بد کنارت بمونم، میخوام باعث پیشرفتت بشم، میخوام اونقد باهات خوب باشم که همه بهت حسودی کنن، میخوام دستتو بگیرم باهم به آرزوهامون برسیم، میخوام تا آخر زندگیت بهت انرژی مثبت بدم خوشحالیت و ببینم، میخوام وقتی حالت بده انقد بخندونمت تا حتی دلیل حال بدت یادت نیاد، میخوام تا آخر عشقو باهات زندگی کنم
باورم نمیشد الان کوک داره اینهارو میگه؟
+کوک؟
_جانم؟
+میشه لپمو نیشگون بگیری بفهمم خواب نیست
نیشگون آرومی گرفت...نه برای اینکه دردم بگیره...برای اینکه با تمام وجودش ثابت کنه این واقعیه
_اره دختر کوچولو...هیچی خواب نیست..این واقعی ترین چیزیه که تجربه کردی
+کوک
_جانم؟
+من خیلی وقته میخواستم بهت بگم
_چیو؟؟

ادامه دارد.....
حمایت کنید فداتون بشم🩶
دیدگاه ها (۱)

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۱روایت از ...

coming soon ....درخواستی🩶

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط