{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شور وشری که در جهان است

هر شور وشری که در جهان است

زان غمزهٔ مست دلستان است

گفتم لب اوست جان، خرد گفت

جان چیست مگو چه جای جان است

وصفش چه کنی که هرچه گویی

گویند مگو که بیش از آن است

غمهاش به جان اگر فروشند

می‌خر که هنوز رایگان است

در عشق فنا و محو و مستی

سرمایهٔ عمر جاودان است

در عشق چو یار بی نشان شو

کان یار لطیف بی‌نشان است

تو آینهٔ جمال اویی

و آیینهٔ تو همه جهان است

ای ساقی بزم ما سبک‌خیز

می‌ده که سرم ز می گران است

در جام جهان نمای ما ریز

آن باده که کیمیای جان است

ای مطرب ساده ساز بنواز

کامشب شب بزم عاشقان است

از رفته و نامده چه گویم

چون حاصل عمرم این زمان است

ما را سر بودن جهان نیست

ما را سر یار مهربان است

این کار نه کار توست خاموش

کین راه به پای رهروان است

کاری است بزرگ راه عطار

وین کار نه بر سر زبان است
دیدگاه ها (۱)

Attar-050518

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

در جام جهان نمای ما ریزآن باده که کیمیای جان استای مطرب ساده...

مژده وصل تو کو کز سر جان برخيزمطاير قدسم و از دام جهان بگریز...

یک نفس بی یار نتوانم نشستبی رخ دلدار نتوانم نشستاز سر می می ...

🌹🌷یک نفس بی یار نتوانم نشستبی رخ دلدار نتوانم نشستاز سر می م...

یک نفس بی یار نتوانم نشست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط