برمستی من حد سزاوار زدند

برمستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند
دیدگاه ها (۱)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

تکپارتی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت ۴ ویو ا.ت چند ساعت از لحظه ای که فهمیده بودم باردارم گذ...

🔴 امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم...

KIM V

رمان عشق ممنوع

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط