{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شد

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شد
سهم تنهایی من بسته ترین پنجره شد

ماه من کار دلم با دل تو در هم ریخت
حس من توی کتاب نفسم چنبره شد

عشق در استرس موج به پایان نرسید
گرچه زیبایی دریای غزل منظره شد

گفته بودم که دلم بعد تو تخریب شده
بخدا شهر دلم سمبل یک مقبره شد

بنویسید که من از ثانیه ها می ترسم
سهمم از پنجره ها حسرت یک حنجره شد
دیدگاه ها (۲)

نفحات صبح دانیز چه روی دوست دارم؟که به روی دوست مانَد که برا...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

آخرین حرف تو چیست؟قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغضصحبت ...

انصاف بده که عشق نیکوکار استزانست خلل که طبع بدکاران استتو ش...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

در دل تنهای باران، من صدایت میکنمبرعبور دیدگانت، جان فدایت م...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط