{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شد

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شد
سهم تنهایی من بسته ترین پنجره شد

ماه من کار دلم با دل تو در هم ریخت
حس من توی کتاب نفسم چنبره شد

عشق در استرس موج به پایان نرسید
گرچه زیبایی دریای غزل منظره شد

گفته بودم که دلم بعد تو تخریب شده
بخدا شهر دلم سمبل یک مقبره شد

بنویسید که من از ثانیه ها می ترسم
سهمم از پنجره ها حسرت یک حنجره شد

در حرای دل عشاق نشستم به سحر
قصه ناب "پرستش" بخدا یکسره شد
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم اگر عقل حسادت نکندیا که در کارِ دلم باز دخالت نکن...

قلم عاشق شد و دل را به دلت تار نوشتنت به نت شعر و غزل بروی گ...

در قلب من زمین و زمان تیر می کشد یاد تو با تمام توان تیر می ...

عشق من رو سوی فردا کرد و رفتنامه های کهنه را تا کرد و رفتخست...

32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط