چرا ز کوي عاشقان دگر گذر نمي کني ؟
چرا ز کوي عاشقان دگر گذر نمي کني ؟
چه شد که هر چه خوانمت به من نظر نمي کني
خدا گواه من بود که قهر تو کشد مرا
ز قهر با غلام خود چرا حذر نمي کني
نشسته ام به راه تو به عشق يک نگاه تو
ز پيش چشم خسته ام چرا گذر نمي کني
تو اي هماي رحمت اي جهان به زير سايه ات
چرا نظر به مرغکي شکسته پر نمي کني؟
نگر به خيل سائلان به سامرا و جمکران
ز باب خانه ات چرا سري به در نمي کني ؟
چه شد که هر چه خوانمت به من نظر نمي کني
خدا گواه من بود که قهر تو کشد مرا
ز قهر با غلام خود چرا حذر نمي کني
نشسته ام به راه تو به عشق يک نگاه تو
ز پيش چشم خسته ام چرا گذر نمي کني
تو اي هماي رحمت اي جهان به زير سايه ات
چرا نظر به مرغکي شکسته پر نمي کني؟
نگر به خيل سائلان به سامرا و جمکران
ز باب خانه ات چرا سري به در نمي کني ؟
- ۵۰۷
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط