یار باید که غم یار خورد یار کجاست

یار باید که غم یار خورد یار کجاست
غم دل هست فراوان دل غمخوار کجاست

ماه من روشنی دیده ی بیدار منست
یا رب آن روشنی دیده ی بیدار کجاست

دلم افگار شد از داغ و بمرهم نرسید
سوختم مرهم داغ دل افگار کجاست

زخم خاریست مرا در دل از آن غنچه ی گل
خون روانست و عیان نیست که آن خار کجاست

نرگس از چشم تو مردم کشی آموخت ولی
چشم او را مژه و غمزه ی خونخوار کجاست

زهر چشم و سخن تلخ ز اندازه گذشت
آن شکر خنده و شیرینی گفتار کجاست

نیست در حلقه ی مستان تو بیگانه کسی
همه یارند درین دایره اغیار کجاست

شد گرفتار محمد بکمند غم عشق
کس نپرسید که آن صید گرفتار کجاست
دیدگاه ها (۰)

Between Sleep and Breath

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

یار باید که غم یار خورد یار کجاست غم دل هست فراوان دل غمخوار...

دارم دلـــی ز هجـــر تــــو هـــر دم فگـــارتـر تا خــــود ت...

امید غریبان تنها کجایی؟ چراغ سر قبر زهرا کجایی؟ تجلی طه، گ...

گفتی بگو ی عاشق بیمار کیستی ؟م...

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستیبست...

گفتی بگو ی عاشق بیمار کیستی ؟م...

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستیبست...

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد            چون بشد دلبر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط