یار باید که غم یار خورد یار کجاست

یار باید که غم یار خورد یار کجاست
غم دل هست فراوان دل غمخوار کجاست
ماه من روشنی دیده ی بیدار منست
یار رب آن روشنی دیده ی بیدار کجاست
نرگس از چشم تو مردم کشی آموخت ولی
چشم او را مژه و غمزه ی خونخوار کجاست
نیست در حلقه مستان تو بیگانه کسی
همه یارند در این دایره اغیار کجاست
شد گرفتار فغانی بکمند غم عشق,
کس نپرسید که آن صید گرفتار کجاست ..
دیدگاه ها (۱)

Between Sleep and Breath

یار باید که غم یار خورد یار کجاستغم دل هست فراوان دل غمخوار ...

دل دادم و دل بستم و، دلدار نفهمیدرسوای جهان گشتم و، آن یار ن...

چشم رنگ عسلم تار شد ای یار ، بیادلم از ساغر می هم شده بیزار ...

دل دادم و دل بستم و، دلدار نفهمیدرسوای جهان گشتم و، آن یار ن...

ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیموز یار شکایت سوی اغیار نبردیم...

ای چراغ چشم توفان بار مابیش ازین غافل مباش از کار ماهر زمانی...

عاشقانه

عاشقانه

ای چراغ چشم توفان بار مابیش ازین غافل مباش از کار ماهر زمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط