#پادشاهان_ایران
#پادشاهان_ایران
پوران دخت
او دختر خسرو پرویز (حکومت از ۵۹۰ تا ۶۲۸) و مریم، شاهزادهٔ بیزانسی، بود. وی دومین و یکی از تنها سه زنی در تاریخ ایران است که توانسته بر ایران حکومت کند. دو زن دیگر موزا، شهبانوی اشکانی، و خواهر بوران، آزرمیدخت، هستند..
اگرچه دو دورهٔ حکومت پوراندخت کوتاهمدت بود، او تلاش کرد با اجرای قوانین عادلانه، بازسازی زیرساختها و کاهش مالیات و ضرب سکه، ثبات را در ایران به ارمغان آورد. او از نظر دیپلماتیکی خواستار روابط خوب با همسایهٔ غربی، یعنی بیزانس، بود و یک فرستاده را به نزد امپراتور هراکلیوس فرستاد که از سمت او با احترام پذیرفت
بوراندخت در سن ۳۹ یا ۴۰ سالگی تاجگذاری کرد
و فرخهرمز را به عنوان وزیر ارشد (وزرگ فرمذار) شاهنشاهی گماشت
.[وی سپس با اجرای قوانین عادلانه، بازسازی زیرساختها، کاهش مالیات و ضرب سکه سعی در ایجاد ثبات در ایران کرد.[ حکومت او توسط اشراف و روحانیون پذیرفته شد
بخش جنوب غربی شاهنشاهی ساسانیان، جایی که پایتخت آن تیسفون، محل اقامت پادشاه، واقع شده بود.
در سال بعد شورشی در تیسفون آغاز شد. در حالی که ارتش شاهنشاهی به امور دیگری مشغول بود، پارسیگها که از سلطنت رستم ناراضی بودند، خواستار سرنگونی بوراندخت و بازگشت بهمن جادویه، شخصیت برجسته پارسیگ، بودند که توسط پوراندخت اخراج شده بود.پوراندخت اندکی بعد کشته شد. طبق رویدادنامههای سریانی ناشناس و رویدادنامه سیرت، او را خفه کردند. این کار احتمالاً به دست پیروز خسرو بود.[در آثار دیگری از جمله شاهنامه پایان پادشاهی او با مرگ طبیعیاش عنوان شدهاست.
پورن احتمالاً در پاییز سال ۶۳۱، در سومین سال تقویمی حکومتش که نمیتوانست بیش از یک و نیم سال را در قدرت باشد، درگذشت.
پس از مرگ پوراندخت، ستیزهٔ میان دو انجمن از سر گرفته شد.[چندی نگذشت که رستم و پیروز خسرو توسط افراد خود که از اوضاع رو به زوال کشور نگران شده بودند، تهدید شدند.آن دو سپس توافق کردند که یک بار دیگر با هم کار کنند و برادرزاده پوراندخت و نوهٔ خسرو پرویز را به نام یزدگرد سوم (حکومت از ۶۳۲ تا ۶۵۱) بر تخت سلطنت نشانده و به جنگ داخلی پایان دهند.
پوران دخت
او دختر خسرو پرویز (حکومت از ۵۹۰ تا ۶۲۸) و مریم، شاهزادهٔ بیزانسی، بود. وی دومین و یکی از تنها سه زنی در تاریخ ایران است که توانسته بر ایران حکومت کند. دو زن دیگر موزا، شهبانوی اشکانی، و خواهر بوران، آزرمیدخت، هستند..
اگرچه دو دورهٔ حکومت پوراندخت کوتاهمدت بود، او تلاش کرد با اجرای قوانین عادلانه، بازسازی زیرساختها و کاهش مالیات و ضرب سکه، ثبات را در ایران به ارمغان آورد. او از نظر دیپلماتیکی خواستار روابط خوب با همسایهٔ غربی، یعنی بیزانس، بود و یک فرستاده را به نزد امپراتور هراکلیوس فرستاد که از سمت او با احترام پذیرفت
بوراندخت در سن ۳۹ یا ۴۰ سالگی تاجگذاری کرد
و فرخهرمز را به عنوان وزیر ارشد (وزرگ فرمذار) شاهنشاهی گماشت
.[وی سپس با اجرای قوانین عادلانه، بازسازی زیرساختها، کاهش مالیات و ضرب سکه سعی در ایجاد ثبات در ایران کرد.[ حکومت او توسط اشراف و روحانیون پذیرفته شد
بخش جنوب غربی شاهنشاهی ساسانیان، جایی که پایتخت آن تیسفون، محل اقامت پادشاه، واقع شده بود.
در سال بعد شورشی در تیسفون آغاز شد. در حالی که ارتش شاهنشاهی به امور دیگری مشغول بود، پارسیگها که از سلطنت رستم ناراضی بودند، خواستار سرنگونی بوراندخت و بازگشت بهمن جادویه، شخصیت برجسته پارسیگ، بودند که توسط پوراندخت اخراج شده بود.پوراندخت اندکی بعد کشته شد. طبق رویدادنامههای سریانی ناشناس و رویدادنامه سیرت، او را خفه کردند. این کار احتمالاً به دست پیروز خسرو بود.[در آثار دیگری از جمله شاهنامه پایان پادشاهی او با مرگ طبیعیاش عنوان شدهاست.
پورن احتمالاً در پاییز سال ۶۳۱، در سومین سال تقویمی حکومتش که نمیتوانست بیش از یک و نیم سال را در قدرت باشد، درگذشت.
پس از مرگ پوراندخت، ستیزهٔ میان دو انجمن از سر گرفته شد.[چندی نگذشت که رستم و پیروز خسرو توسط افراد خود که از اوضاع رو به زوال کشور نگران شده بودند، تهدید شدند.آن دو سپس توافق کردند که یک بار دیگر با هم کار کنند و برادرزاده پوراندخت و نوهٔ خسرو پرویز را به نام یزدگرد سوم (حکومت از ۶۳۲ تا ۶۵۱) بر تخت سلطنت نشانده و به جنگ داخلی پایان دهند.
- ۴۴۰
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط