{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شیعه ام، من خاک پای مرتضایم

من شیعه ام، من خاک پای مرتضایم
آری گدایم، من گدای مرتضایم

زد زرق و برق زندگی خنجر به پایم
مانده است در حلقوم غمبارم،صدایم
کاری نمی آید ز دست بی نوایم
باز آمدم بر درگه ربّم، خدایم
باز آمدم، وقتی به بن بستی رسیدم
خیلی ز دست نفس بدبختی کشیدم

...با کوله بار معصیت دل تار شد باز
از زهر بسیار گنه، بیمار شد باز
با معصیت حال و هوایم زار شد باز
این بنده در پیش ملائک خوار شد باز

دنیا مرا سرگرم هیچ و پوچ کرده
حال مناجات از دل من کوچ کرده

...بی معنویت زندگی بر باد رفته
غفلت فراوان است،مرگ از یاد رفته
خوش بر کسی که مثل "حرّ" آزاد رفته
با قلبی از حبّ علی آباد رفته

من شیعه ام، من خاک پای مرتضایم
آری گدایم، من گدای مرتضایم
با جوهر خون نام او بر دل نشسته
من مینویسم مرتضی، آقای خسته
من می نویسم، لیک با خط شکسته
حیدر نوشتم، اشک گفت از دست بسته...

#اللهم_ارزقنا_زیارة_مولی_الموحدین
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟ تا کی دو دست خویش به سوی خدا ...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟تا کی دو دست خویش به سوی خدا کن...

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط