حسین جانּ ❤ ️

حسین جانּ ❤ ️

دل رابانگاهی آب کردی
خیال،آشفته وبی تاب کردی
چہ شب هایی کہ بارویای وصلت
دوچشم خسته ام راخواب کردی...

🍃 🌸
دیدگاه ها (۱)

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

خداوندا، تو می‌دانی چه سخت است آدمی بودن، میانِ این‌همه اندو...

تب آسمان شدید ست وستاره سو نداردچه کنم که ماه هم امشب سرگفتگ...

🍃دست من نیست دلم تاب ندارد بی تودیده ام تار شده خواب ندارد ب...

تقدیم به بانوان دهه شصتی

🤍✨🌙 همین که خدا همه چیز رو می‌دونه، کافیه... 🌙✨🤍گاهی لازم نی...

سجاد - آرامش خاطر

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط