.

.
.
این اشتباہ نبود
عاشق شدم بہ تو
حرفاے قلبمو
گفتم بہ تو یهـو
این اشتباہ نبود
باران بوسہ ناڪ
هـر لحظہ پاے تو
دل شد بہ تو هـلاڪ
چشمان مست تو
گرماے دست تو
آرامشے عجیب
قلبیست هـست تو
من را بہ قصہ برد
نبضم تو را شمرد
از عطر خاطرت
حال خوشیست ڪہ خورد...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۳)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

ابلیس

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

..با هـمین قصہ بہ آخر برسیڪہ از این خاطر و خاطرم بریڪہ تمومہ...

..تو نگاش خندہ ڪہ التماسیهـرو لباش بوسہ ڪہ صحنہ سازیهـتو صدا...

..طوفان بہ پا ڪن اے رفیقاز بند گمراهـے درآدلدادگے از روے ترس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط