از

از
عشق
تــــــو
خـــــون در
بدنـــم جوش آمد
چـــون صاعقـه بـــر ایـن تن
خـــاموش آمــــد
عقل ازسرمن رفـــت و
جنــون وارد شد
آن لحظه کــه
حرف از تب
آغــوش
آمـد

@KhalvatTanhaei🌹
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط