{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنج شنبه و یک نم نم باران خیالی

پنج شنبه و یک نم نم باران خیالی
من باشم و آن دلبر زیبای شمالی
در حاشیه ی جنگل سرسبز گلستان
یک آتش و طعم خوش یک چای ذغالی
تصویر قشنگ نم باران روی آتش
یک منظره ی دیدنی و جالب و عالی
وقتی که هم آغوش شوند آتش و باران
بر داغ و کبودی بزند سرد و زلالی
لرزیدن دستش که به دستم گره خورده
یا لمس نگاهش که شود حال به حالی
من مست نگاهش باشم و او چای بریزد
قوری ست که هی پر شود و خالی خالی
این قصّه که خواندید خیالات دلم بود
آن هم چه خیالی، خیالات محالی!!
از بس که قشنگ است بنا دارم از امروز
هر هفته خیالی کنم این حول و حوالی!!
دیدگاه ها (۵۷)

مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!عشق سرگرمی‌اش آزار و تسل...

هوای سینه ام تنگ است، برگرد،نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد......

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیستخندید دل گفتابمن،پس ک...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

پارت بیستم

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

dark life =22

یک چهار شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای ش...

یک پنجشنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شما...

یک چهار شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای ش...

یک پنج شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شم...

یک پنج شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط