روزهای زمستانی...

روزهای زمستانی...
کم کم غزل خداحافظی سَر می دهند...!
لبخندها زیباتر ،
نگاه ها عاشقانه تر ،
بوسه ها را دلبرانه بگیر...
دُخترِ سیاه گیسو
باز هم با مَن برقص...
بَهارِ وصال دَر راه است...
دیدگاه ها (۱)

صبح که می‌شود،مثالِ خورشید که هر روزدلبرانه و نوبرانهسر از آ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

غم را روانه کرده‌ام به دور دست‌ها. نشسته‌ام پشت پنجره‌‌ی بها...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

ایران

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

پروانه جان

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط