غم را روانه کردهام به دور دستها. نشستهام پشت پنجرهی
غم را روانه کردهام به دور دستها. نشستهام پشت پنجرهی بهار. بوسه میزنم بر شعر، گل، قهوه، و موسیقی. مشت مشت شادی در خانه میپاشم، میخندم، و به فاصلهی من تا من فکر میکنم. قهوهام را تلخ سر میکشم، و طعم گَس زندگی را فراموش میکنم. این روزها قوی بودن، انتخاب من است …🌿
- ۱۰۷
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط