{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار و تو در بند رضای دگران

من گرفتار و تو در بند رضای دگران
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران
گنج حُسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟
من برای تو خرابم ، تو برای دگران
خلوت وصل تو جای دگرانست ، دریغ!
کاش بودم منِ دل‌خسته به‌جای دگران
پیش ازین بود هوای دگران در سر من
خاک کویت ز سرم برد هوای دگران!
پا ز سر کردم و سوی تو هنوزم ره نیست
وه که آرد سر من رشک به پای دگران
گفتی: امروز بلای دگران خواهم شد!
روزی من شود ای کاش! بلای دگران
دل غمگین هلالی به جفای تو خوش‌ست
ای جفاهای تو خوش‌تر ز وفای دگران
دیدگاه ها (۸)

نیمه ی دیگر من بود و دلش را زده امعاشقش بودم و می گفت که من ...

دیوانه نمودم دل فرزانه خود رادر عشق تو گفتم همه افسانه خود ر...

عشقبازی های شعرم با تو تحسین میشوداین غزل با وصف جادوی تو تز...

دوری ولی هر لحظه عطرت در هواست قسمت که باشی عشق هم بی ادعاست...

عاشقانه های شبنم

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

#من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای ...

من گرفتار و تو دربند رضای دگران من ز درد تو هلاک و تو دوای د...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط